فتنه به کار‌گیری مفاهیم دینی برای مقاصد شخصی

فتنه بکار‌گیری مفاهیم دینی برای مقاصد شخصی

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرماید: (وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَلَا تَفْتِنِّی ألَا فِی الْفِتْنَهِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکَافِرِینَ)[۱] معنای آیه به اختصار این است بعضی از منافقین به رسول خداوند ص می گویند که به ما اجازه بده که در جهاد شرکت نکنیم و می خواهند از همراهی با سپاه اسلام که با رسول خدا ص رهسپار جبهه های نبرد با روم در منطقه تبوک است سرباز زنند و برای آن دلیل می تراشد که تکلیف به جهاد او را به معصیت دچار می کند و موجب مخالفت با امر شرعی می شود، و سبب می شود نسبت به دین در فتنه قرار گیرد، پس خداوند متعال در پاسخ او می فرماید: که او با این روش فریبکارانه خود، در فتنه افتاده است و مرتکب معصیت کبیره شده است! و این آیه مبارکه از حالتی منافق گونه پرده برمی دارد، که بعضی از افراد جامعه مسلمان با پیروی از هوای نفس خود در دام فتنه می افتند، و تمام تلاششان برای خودخواهی هایشان است اینها هنگامی که می خواهند از ادای مسئولیت های اجتماعی خود شانه خالی کنند و وظایف دینی خود را انجام ندهند و یا بخواهند منافع شخصی خود را تامین کنند، برای خود عذر شرعی می تراشند و از عناوین دینی استفاده می کنند. و برای قانع کردن و فریب دیگران تظاهر به ورع و دغدغه دین داشتن می کنند (وَمَا یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ).[۲]

و برای شناخت آیه، باید حادثه ای که این آیه در آن نازل شده است را بیان می کنیم و آن اینکه پیامبر اکرم ص هنگامی که با خبر شدند سپاه روم در بلاد شام برای حمله به مدینه تجمع کرده و قصد دارد کار اسلام را یکسره و تمام نماید، تصمیم گرفتند به سمت آنان روانه و در سرزمین خوشان با آنان رو در رو شود و از هجومشان جلوگیری نمایند، پس مسلمانان را فراخواند و آنها را به جهاد در راه خدا تشویق نمود، پس جمع بسیاری از مسلمانان مدینه و قبایل عرب که به اسلام گرویده بودند با تمام سختی هایی که مسلمانان با آن دست و پنجه نرم می کردند، فرمان او را اجابت نمودند، و گروهی از منافقین و دیگران همراهی نکردند، پیامبر اکرم ص الجد بن قیس  که از بزرگان بنی سلمه و از تیره‌ های قبیله‌ی خزرج است که یکی از منافقان بود را دید به او فرمود: ای ابا وهب آیا به همراه ما با این جنگجویان نمی‌آیی؟ او در جواب پیامبر ص گفت: ای رسول خدا ص بیم آن دارم که با شما به جنگ بیایم و نتوانم بر دختران بور (مو طلایی) –کنایه از زنان رومی – صبر نمایم و از تو می خواهم که باعث نشوی من به گناه و فتنه در دین خود مبتلا شوم پس اجازه بده که در مدینه بمانم، رسول خدا ص از او روی گردان شدند و به او فرمودند به تو اذن دادم.[۳][۴]

این شخص ادعا می کند که اگر پیامبر به او دستور جهاد دهد؛ به سبب زنان رومی یا فتنه ناشی از پیروز شدن در جنگ یا از کسب غنایم آن، به طور کلی بر دین خود بیم دارد، یا ممکن است به دلیل مشکلات خود جنگ بود که در برابر آن احساس ضعف و ناتوانی می کرد، یا از دوری خانواده یا بر اموال خود بیمناک بود لذا از رسول خدا ص اجازه ترک جهاد را درخواست کرد تا حسب مدعای خود تخلّف نکرده باشد! ولی با سستی و کاهلی و نفاق در فتنه ای که مدعی بود قصد دوری از آن را دارد، افتاد.

آیه ی دیگری ظاهرا متضمن سرزنشی است برای رسول خدا ص که چرا به این گونه افراد اجازه ترک جهاد داده است ولی آیه با دعا و آمرزش برای رسول اکرم آغاز می شود (عَفَا اللَّهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْکَاذِبِینَ)[۵] و اگر رسول خدا ص آنان را می‌آزمود و به آنان اذن ترک جهاد نمی داد، آنان مفتضح می گشتند و عزم آنان بر مخالفت و سرپچیی از دستور الهی برای همه مشخص می‌گشت و هنگامی که پیامبر اکرم به آنان دستور خروج برای جنگ را می داد دیگر نتوانند اذن را پوششی شرعی برای این معصیت کبیره خود قرار دهند.

خداوند می فرماید: (وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّهً )[۶] مراد این خطاب که متوجه رسول خدا ص است توجه دادن امت اسلامی که اینگونه عذرتراشی ها خداوند متعال و رسول خدا ص را فریب نمی دهد ولی رسول گرامی با اخلاق والای خود عیب او را پوشاند و در حقیقت خروج او و مانند او به سپاه مجاهدین ضرر می رساند (لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مَا زَادُوکُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ)[۷] در مقابل این گروه سرپیچی کنندگان، گروه مومن صادقی بودند که برای اطاعت خدا و رسول او ص از هم پیشی می گرفتند بدون آنکه شک و تردید یا مناقشه و یا بحثی کنند (لَا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ أَنْ یُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِینَ)[۸]

این حالت انحرافی ِ فرار از مسئولیت و توجیه مخالفت با دستورات خداوند تعالی و وسیله قرار دادن دین و واجبات دینی برای کسب منافع شخصی در تمام سطوح جامعه وجود دارد و خطرناکترین مورد آنچه پس از رحلت پیامبر اسلام ص به وقوع پیوست آن زمانی که کودتاچیان مخالفت خود با سفارش پیامبر مبنی بر جانشینی امیرالمومنین علی ع را اینگونه توجیه نمودند که آنها ترسیدند اگر حکومت و خلافت رسول الله ص را به دست نمی گرفتند با پذیرش و انتخاب علی ع به عنوان حاکم جامعه اسلامی فتنه واقع شود!

گاهی آنها مدعی این شدند که قریش اکراه داشتند از اینکه نبوت و خلافت در بنی هاشم جمع شود[۹]، و همچنین گفتند که قریش اینگونه انتخاب کرد[۱۰] و گویی این آیه مبارکه نیت های پلید کودتاچیان و تصمیمات شوم آنها دو سال قبل از رحلت پیامبر را برملا می سازد و به تحقیق خداوند تبارک و تعالی پرده از تلاشهای مکرر آنان برای پوشاندن حق، برداشته ولی خداوند حق را اظهار کرده و آن را در روز عید غدیر خم تمام و کمال نمود آنجا که می فرماید: (لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَهَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتَّى جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ کَارِهُونَ)[۱۱]

حق آمد و امر الهی در روز غدیر خم پدیدار گشت درحالی که منافقان و کودتاچیان، این امر را نمی پسندیدند و معاند بودند، (وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ)[۱۲]

همانا حضرت فاطمه زهراء س آنان را به این آیه مبارک تذکر داد و فرمودند ) و آن گاه که خداوند براى پیامبرش خانه انبیاء و آرامگاه اصفیاء را برگزید، علائم نفاق در شما ظاهر گشت) تا آنجا که فرمودند:

(بهانه آوردید که از فتنه مى‌‏هراسید، آگاه باشید که در فتنه قرار گرفته‏‌اید، و براستى جهنم کافران را احاطه نموده است. این کار از شما بعید بود، و چطور این کار را کردید، به کجا روى مى‌‏آوردید، در حالى که کتاب خدا رویاروى شماست، امورش روشن، و احکامش درخشان، و نشانه های هدایتش ظاهر، و محرّماتش هویدا، و اوامرش واضح است، ولى آن را پشت سر انداختید، آیا بى‌‏رغبتى به آن را خواهانید؟ یا بغیر قرآن حکم مى‌‏کنید؟ که این براى ظالمان بدل بدى است، و هرکس غیر از اسلام دینى را جویا باشد از او پذیرفته نشده و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.)[۱۳]

سپس حضرت فاطمه زهرا س برای آنان بزرگی و عظمت فتنه ای که آنان ایجاد کرده بودند را تبیین نمود و فرمود: (چگونه خلافت را از سنگ پایه هاى رسالت و پایه هاى پیامبرى و جایگاه وحى و آنکه در امر دنیا و دین، دانا و روشن بود دور ساختند. «آرى به راستى این زیان فراوان و آشکار است»).[۱۴]

حضرت زهراء س برای آنان آشکار ساختند که با این کارشان به قعر فتنه سقوط کردند با اینکه آنها ادعا کردند که می خواستند از وقوع جامعه در این فتنه جلوگیری کنند، پس حضرت فاطمه س با این خطبه دروغ بودن ادعای آنها و نیت حقیقی آنان و ابعاد خطیر جنایتشان بر حال و آینده جامعه اسلامی آشکار ساختند از آنجا که این کودتا مشکلات و مصایب زیادی بر امت اسلامی با خود به همراه داشت که از جمله این مشکلات و بحرانها تحریف دین و خونریزی ها و هدر دادن اموال بیت المال و تسلط اشرار بر امور مسلمین و فرار دادن صالحین و نابودی ارزشها و اخلاق انسانی و مانند آن.[۱۵]

و به تحقیق رهبران کودتا به این موضوع اعتراف کردند که آنچه در سقیفه اتفاق افتاد فتنه ای بود که امت اسلامی را متفرق و چندپاره نمود و باعث انحراف امت از راه صلاح و کمال شد. لکن ادعی کردند که امت از این فتنه به سلامت عبور نمود. خلیفه دوم در این باره گفته ی مشهوری دارد که مورخان و نویسندگان کتب سیر و تاریخ[۱۶] آن را نقل نمودند : (بیعت ابی بکر ناگهانی بود. خدا ما را از شرّ آن نگاه دارد، و هرکس که برای مانند آن شما را دعوت نمود وی را بکشید).[۱۷]

ابن اثیر که خود از علمای اهل سنت است درباره این سخن گفته است: مقصود از کلمه «فلته» ناگهانی بودن است.[۱۸]

و مانند این بیعت ظرفیتی برای شر و فتنه است و خداوند بنابر ادعای آنان امت اسلامی را از شر آن حفظ نمود. و فجأه و امر ناگهانی به امری گفته می شود که بر پایه دقت و نظر صحیح انجام نشود. و علت اینکه مبادرت به این توجیه سازی شدند برای ترس از برملا شدن حقیقت بود و این فکر و اندیشه را در بین مردم ترویج دادند تا حقیقت بر مردم پوشیده شود تا جایی که ائمه علیهم السلام ضرورت دیدند که پرده از آن بردارند.

شیخ کلینی به سند خود از ابی مقدام روایت نموده است که به امام باقر علیه السلام عرضه داشتم:

عامه (اهل سنت) می پندارند که بیعت ابی بکر که مردم حول او جمع شدند مورد رضای الهی است و خواست خدا بوده چون خداوند نمی خواهد که امت رسولش محمد ص بعد از او در فتنه قرار بگیرد؟ امام باقر علیه السلام فرمودند: آیا کتاب خدا را نمی خوانند و این خداوند نیست که می فرماید: (محمد (ص) جز یک پیامبر نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند، آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیّت خود رجوع خواهید کرد؟ پس هر که مرتد شود به خدا ضرری نخواهد رسانید، و البته خدا جزای نیک اعمال به شکرگزاران عطا کند.)[۱۹]

و چه فتنه ای بالاتر از اینکه کسانی که اهلیت ندارند زمام امور جامعه اسلامی را برعهده بگیرند  و بر جان و مال مسلمانان در آن زمان و در تمام زمانها  مسلط شوند گذشته از اینکه با فریب و حلیه به این جایگاه رسیده باشد و یا با تبلیغات گمراه کننده یا با کودتای نظامی یا یک انتخابات دروغین یا با بکارگیری اموال سیاسی به  سرقت رفته از روزی مردم، پس از آن فساد و ضعف و سرقت اموال عمومی در جامعه منتشر می شود و کرامت انسانی قربانی و خون های محترم ریخته می شود و آشوب همه جا را فرا میگیرد و نظام جامعه و امنیت مختل و عدالت اجتماعی مفقود و سرانجام کار بلاد اسلامی به نابودی می کشد.[۲۰]

فتنه این توجیهات و دلیل تراشی های بی مورد آنگاه خطرناک تر خواهد شد که ظاهر و پوششی دینی و شرعی به خود بگیرد مثل ادعای آنها که گفتند این کار از ترس وقوع فتنه در دین بود یا با این ادعا بود که اهل سقیفه بیم آن داشتند که مردم از دین برگردنند و مرتدد شوند و جامعه اسلامی از هم پاشیده شود، گویی آنها از پیامبر ص آگاه تر بودند در آنچه که باید نسبت به امر دین و دنیای مردم انجام میگرفت و گویی با این کار خود به پیامبر این اتهام را وارد می کنند که نسبت به صلاح امت کوتاهی کرده است، و آنها عالم تر از خداوند سبحان به مصالح بندگان و دلسوزتر از او بر دین و احکام او بوده اند، خداوند در محکومیت و ابطال این پندار آنان می فرماید: (قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِینِکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ)[۲۱]

خداوند متعال به آنها یادآور می شود که نیت های آنان بر او پوشیده نیست و خداوند بین ادعاها و حقایق تمایز قائل است و خداوند مصلح را از مفسد می داند و حضرت زهراء سلام الله علیها سخنان خود را با هشداری که آیه کریمه به آن اشاره می کند خاتمه می‌دهد  (وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکَافِرِینَ)[۲۲] آنها با آتش جهنم از همه جهت احاطه شده اند و قادر به رها شدن از آن نیستند، یعنی آنها هم اکنون در احاطه آتش جهنم هستند که با گناهان خود آن را برای خود تهیه و افروخته اند[۲۳] منتها آن را احساس نمی کنند همانند حقایق فراوانی که آنها نسبت به آن غافل هستند. (لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَهٍ مِنْ هَٰذَا فَکَشَفْنَا عَنْکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ)[۲۴]

و شاید آیه دارد به این معنا اشاره میکند که کافران در حقیقت به این سرانجام خواهند رسید و تعبیر آیه مفید آن است که نتیجه کار آنها حتما آتش خواهد بود یا در حال حاضر یا در آینده و نهایت کار و یا اینکه احاطه جهنم به آنها به لحاظ اسباب و مقدمات است یعنی آنان به اسباب و مقدماتی که انسان را جهنمی می کند احاطه شده اند که همان گناهان می باشد (بَلَىٰ مَنْ کَسَبَ سَیِّئَهً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ)[۲۵] و به تحقیق که گناهانشان در سطح نیات و افعال به آنان احاطه پیدا کرد.

این حالت که آیه مبارکه و حضرت فاطمه زهراء س این شخصیتی که تربیت شده مکتب قرآن و ادب او ادب قرآن است نسبت به آن هشدار می دهد تنها ناظر به تکلیف جهاد نیست بلکه تمام مسئولیت های شرعی را شامل می شود بطوری که ملاحظه می شود کسانی که ایمانشان ناقص است و در قلوبشان شک و شبهه و حب دنیا وجود دارد عذرهای واهی را برای فرار از آن واجبات و مسئولیت های شرعی اقامه می کنند که بر هر شنونده ای پوشیده نخواهد بود و چه بسا این عذرها را با عناوین دینی ارائه می کنند و صاحب این عذرها چه بسا از علم فقه هم مطلع بوده باشد و آن را در با اصطلاحات دینی می پوشاند تا کارساز واقع شود ولی نیتها و مقاصد حقیقی آنان بر خداوند و افراد آگاه و باهوش پوشیده نخواهد بود.

خداوند ما و شما را از آتش فتنه حفظ بفرماید و ما را با محمد و خاندان پاک و مطهرش محشور فرماید.

و السلام علیکم جمیعا و رحمه الله و برکاته.

[۱]. سوره توبه آیه ۴۹، ترجمه:« و از منافقان کسانی هستند که  می گویند: به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‌اند؛ و جهنم، کافران را احاطه کرده است!»

[۲]. سوره بقره آیه ۹، ترجمه: (می‌خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند؛ (اما) نمی‌فهمند.)

[۳]. در روایت ابن اسحاق چنین آمده که «پیامبر(ص) از او روی گرداندند و به او فرمودند: به تو اجازه دادم».

[۴]. تفسیر نور الثقلین: ۲/۶۳۲ ح ۱۶۹ به نقل از تفسیر علی بن مهزیار.

[۵]. سوره توبه آیه ۴۳، ترجمه: (خداوند تو را بخشید؛ چرا پیش از آنکه راستگویان و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه دادی)

[۶]. سوره توبه آیه ۴۶، ترجمه: (و اگر آنان قصد سفر جهاد داشتند درست مهیای آن می‌شدند)

[۷]. سوره توبه آیه ۶۷، ترجمه: ) اگر آنها همراه شما خارج می‌شدند، جز اضطراب و تردید، چیزی بر شما نمی‌افزودند؛ و بسرعت در بین شما به فتنه‌انگیزی می‌پرداختند؛ و در میان شما، افرادی هستند که به سخنان آنها کاملاً گوش فرا می‌دهند؛ و خداوند، ظالمان را می‌شناسد.)

[۸]. سوره توبه آیه ۴۴، ترجمه: (مسلمانانی که به حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان دارند از تو رخصت ترک جهاد نخواهند تا به مال و جان خود در راه خدا جهاد کنند، و خدا به احوال متقیان آگاه است.)

[۹]. مراجعات، سید شرف الدین، ۳۵۰. به نقل از: شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه نقل کرده است ۳/۱۰۷ و الکامل ابن اثیر۳/۲۴ درباره عمر.

[۱۰]. تاریخ طبری: ۳/۲۸۹.

[۱۱]. سوره توبه آیه ۴۸، ترجمه: (از این پیش هم آنان در صدد فتنه‌گری بودند و کارها را به تو برعکس می‌نمودند تا آن گاه که حق روی آورد و امر خدا آشکار گردید در صورتی که آنها کمال کراهت را داشتند.)

[۱۲]. سوره توبه آیه ۴۵، ترجمه: (و دلهایشان با شکّ و تردید آمیخته است؛ آنها در تردید خود سرگردانند.)

[۱۳]. احتجاج، طبرسی: ۱/۱۳۱.

[۱۴]. احتجاج، طبرسی: ۱/۱۳۸.

[۱۵]. تفصیل این مطلب را در موسوعه جلد اول خطبه ۲۴۱ با عنوان «امت اسلامی چه خسارتی دید وقتی رهبری را به کسی داد که مستحق آن نبود» ملاحظه فرمایید؛ همچنین در تفسیر «من نور القران» جلد ۱ صفحه ۲۰۸ ذر ذیل آیه شریفه (أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِکُمْ) می‌توانید ملاحظه فرمایید.

[۱۶]. مانند تاریخ طبری و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید و امت و امامتِ ابن قتیبه و صواعق المحرقهٔ ابن هجر و ملل و نحل شهرستانی.

[۱۷]. بحار الانوار: ۳۰/۴۴۸.

[۱۸]. النهایه فی غریب الحدیث و الاثر: ۳/۴۶۷ مادهٔ (فلت)

[۱۹]. نور الثقلین: ۱/۱۶۴ ح ۱۰۱۵.

[۲۰]. نهج البلاغه: ۱/۱۷۰. این گروه سرپیچی کنندگان و سست عنصر در ادای وظایف همان کسانی هستند که رو در روی حضرت امیرالمومنین ع قرار می گرفتند هنگامیکه آنها را به جهاد با دشمن فرا می خواند و با بهانه های واهی مانند سرما و گرما از جهاد فرار می کردند و حضرت امیر ع با این خطبه حقیقت آنها را برملا کرد: (فَإِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی أَیَّامِ الْحَرِّ قُلْتُمْ هَذِه حَمَارَّهُ الْقَیْظِ أَمْهِلْنَا یُسَبَّخْ عَنَّا الْحَرُّ وإِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی الشِّتَاءِ قُلْتُمْ هَذِه صَبَارَّهُ الْقُرِّ أَمْهِلْنَا یَنْسَلِخْ عَنَّا الْبَرْدُ کُلُّ هَذَا فِرَاراً مِنَ الْحَرِّ والْقُرِّ فَإِذَا کُنْتُمْ مِنَ الْحَرِّ والْقُرِّ تَفِرُّونَ فَأَنْتُمْ واللَّه مِنَ السَّیْفِ أَفَرُّ)  اگر در تابستان شما را بخوانم، گویید هوا سخت گرم است، مهلتى ده تا گرما کمتر شود. اگر در زمستان فرمان دهم، گویید سخت سرد است، فرصتى ده تا سرما از بلاد ما به در شود. شما که از گرما و سرما چنین مى گریزید، با شمشیر آخته کجا مى ستیزید؟.

[۲۱]. سوره حجرات آیه ۱۶، ترجمه: (بگو: آیا شما می‌خواهید خدا را به دین خود آگاه سازید و حال آنکه خدا آنچه در آسمانها و زمین است همه را می‌داند و به کلّیّه امور عالم داناست.)

[۲۲]. (در حالی که جهنم به کافران احاطه دارد!)

[۲۳]. پیغمبر اکرم (ص) با جمعى از اصحابش در مسجد نشسته بودند ناگهان صداى عظیمى شنیدند و متوحش شدند. پیغمبر فرمود: مى دانید این صداى عظیم مربوط به چیست؟» عرض کردند: خدا و رسولش آگاه ترند، فرمود: قطعه سنگى بود که از فراز جهنم هفتاد سال پیش سقوط کرده بود و اکنون به قعر دوزخ رسید و این صدا از آنجاست». حضرت از این بیان فارغ نشده بودند که صدای شیون از خانهٔ یکی از منافقین که عمرش هفتاد سال بود شنیده شد پس حضرت تکبیر گفتند و حاضران فهمیدند که آن سنگ همان منافق بوده است که وقتی مرد، در جایگاهش قرار گرفت. سید عبدالله جزایری در: التحفه السنیه ۱۷ این مطلب را از کتاب یقین فیض کاشانی ۲/۱۰۰۲ نقل کرده است . اصل این حدیث را مسلم در صحیح مسلم ص ۱۰۰۷شماره ۲۸۴۴ نقل کرده است.

[۲۴]. سوره ق آیه ۲۲، ترجمه: (و تو ای آدمی  از این (مرگ) در غفلت بودی تا آنکه ما پرده از کار تو برانداختیم و امروز چشم بصیرتت بیناتر گردید.)

[۲۵]. سوره بقره آیه ۸۲، ترجمه: (آری، هر کس اعمالی زشت اندوخت و کردار بدش به او احاطه نمود چنین کسانی اهل دوزخ‌اند و در آن آتش پیوسته معذّب خواهند بود.)

آخر الأخبار

Add A Knowledge Base Question !

You will get a notification email when Knowledgebase answerd/updated!

+ = Verify Human or Spambot ?