خطبه عید فطر

حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد یعقوبی (دام ظله الشریف) در اول ماه شوال سال ۱۴۳۷ ه.ق نماز عید فطر را در دفتر خود در نجف اشرف در جمع گروهی از مومنین اقامه کرد، در این مراسم ایشان دو خطبه ایراد فرمودند. ایشان خطبه اول را با عنوان:(یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ )،و خطبه دوم را با عنوان: (فَسَیُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَهً) ایراد کردند.

 پس از نماز و ایراد خطبه ها، نمازگزاران عید فطر را به ایشان تبریک گفته و ایشان نیز متقابلاً تبریکات خود را ابراز کردند؛ در ذیل ترجمه مشروح خطبه ها را به عرض می رسانیم:

خطبه اول:

بسمه تعالى

(یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ )

(یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ * إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ )[۱]

در این آیه مبارکه خداوند متعال تمام انسان ها را با (یَا أَیُّهَا النَّاسُ) مورد خطاب قرار داده و مخاطبان آن فقط کافران یا فاسقین یا فقط مسلمان یا مومنان نیستند، بلکه تمام انسانها در این آیه مورد خطاب هستند و همانگونه که متعارف هست وقتی کسی فریاد بزند: ای مردم تمام مردم به او توجه می کنند و به سخن او گوش می دهند، چون اینگونه گفتار و خطاب ها نشان از امر مهم و خطیری دارد؛ حال اگر خداوند عزوجل به وسیله صد و بیست و چهار هزار پیامبر و فرستاده، این پیام را متوجه انسانها کند چه اندازه اهمیت پیدا می کند و چه امر عظیمی را می خواهد متوجه ما سازد.

پیام مهم این است که (إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ)، وعده اللهی حق است و تخلف ناپذیر؛ پیامی که در چند موضع از قرآن کریم به آن اشاره می شود مانند: (إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ)[۲]، به یقین وعدۀ الهى حقّ است؛ پس مبادا زندگانى دنیا شما را بفریبد، و مبادا (شیطان) فریبکار شما را (به کرم) خدا مغرور سازد!. زیرا وعده ی خداوند متعال به این تعلّق گرفته که حیات و زندگانی دنیا با مرگ تمام می شود و در سرای آخرت به افراد نیکوکار نیکی و به افراد بدکردار بدی می شود، و هر کس به اندازه عمل خوب و بد خود، به نعمت و خوشی یا به درد و گرفتاری مبتلا می گردد، و هر کدام از اینها حق است و باید واقع شوند که اگر اینچنین نشود ظلم است در حالی که خداوند منزه از آن است (وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ)[۳]؛ در غیر این صورت ظالم و مظلوم، خوب و بد در یک سطح و رتبه واقع می شوند و این یک امر مردود و باطل، و خلاف حکمت و عدالت است (رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ)[۴]بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‌اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!. (وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ)[۵]ما آسمان و زمین، و آنچه را در میان آنهاست از روى بازى نیافریدیم!.

در این پیام به وعدهی حق پروردگار،که هشداری به گناهکاران و متجاوزان و ظالمان است تا از کردار بد خود دست بکشند، و امید به مظلومان و محرومان است که روزی که حق به حقدار می رسد خواهد آمد و آرامش و استقرار در راه است اشاره شده است.

پس بدانید مادام که مرگ حق است و منکر و نکیر حق است و حشر و حساب و بهشت و  جهنم حق است و هر آنچه رسولان و پیامبران به آن خبر دادند حق است پس دنیا شما را فریب ندهد(فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا) و زینتها و زیبائی های دنیا چه مال و چه فرزند و خاندان و مقام و ریاست و جایگاه سیاسی و هر امر دیگر، از این امور شما را گمراه نکند؛ زیرا همه ی اینها زائل شدنی است و فقط تبعات آن دامنگیر ما می شود، پس بر حذر باشید و بدانید که مظاهر دنیایی که شما را از خداوند متعال دور می کند دشمن شماست و بر انسان لازم است که هر آنچه را خداوند به او موهبت کرده در مسیر تعالی و پیشرفت خود قرار دهد و آن را مسخّر خود کند تا بهشت را تحصیل کند ( الدنیا مزرعه الاخره).

دشمن دیگر انسان شیطان است که در آیه مبارکه به غرور از آن تعبیر شده است (وَلَا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ) و این غرور در آیه صفت مشبهه یا صیغه مبالغه است یعنی فریب دادن دیگران، صفت لازم ذات شیطان و وظیفه ای که از آن کوتاه نمی آید، و به کمک دیگر دشمنان انسان، علیه انسان می شتابد، و آن یعنی نفس اماره که دشمن بزرگ انسان، که او را سوق می دهد به شهوت و لهو و لعب و غرائز که سیری ناپذیر است آنی که در حدیث شریف از رسول خدا (ص) آمده: (أعدى عدوک نفسک التی بین جنبیک)؛ و دیگر دشمنان یعنی دنیا و شیطان، نفس اماره را تحریک می کنند و باعث رشد آن می شوند و مسیر را برای آن هموار می کنند و بر فطرت و عقل سرپوش می گذارند تا انسان نتواند درست ببیند و امر بر او مشتبه می شود و حق را از باطل تشخیص نمی دهد و مانند آن؛ در علم شیمی از عنصری نام می برند که برای فعال سازی دیگر عناصر بکار برده می شود و به آن سرعت می بخشد مانند نفط و بنزین که در سوزاندن چوب نقش بسزایی را ایفا می کند، شیطان و دنیا اینگونه عملکردی را برای تحریک نفس اماره دارند (وقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَکُم)[۶]، و شیطان، هنگامى که کار تمام مى‌شود، مى‌گوید: «خداوند به شما وعدۀ حق داد؛ و من به شما وعده(باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید!

شیطان برای فریب انسان از دو راه استفاده می کند:

۱-    زینت بخشیدن به آنچه که مورد رغبت نفس است، مانند شهوت و غضب و حسد و نظیر آن و همچنین زیبائیهای دنیا با غضّ نظر از اینکه مورد رضایت خداوند متعال باشد یا نباشد و آن ها را برای انسان قشنگ و زیبا نمایان می سازد.

۲-    فریب از راه امید به حلم و بزرگواری خداوند متعال و عفو و گذشت و کرم او، که انسان را به ارتکاب گناه و معصیت سوق می دهد و به او می گوید بعد از آن توبه کند در حالی که می داند این کار معصیت و گناه است و غضب خداوند را در پی دارد اما با این وجود آنرا مرتکب می شود اگر این فریب و گمراهی نباشد انسان دست به چنین جنایتی نمی زند امام سجاد(ع)در دعای ابو حمزه ثمالی می فرماید: (إِلهِی لَمْ أَعْصِکَ حِیْنَ عَصَیْتُکَ وَأَنا بِرُبُوبِیَّتِکَ جاحِدٌ وَلا بِأَمْرِکَ مُسْتَخِفٌ وَلا لِعُقُوبَتِکَ مُتَعَرِّضٌ وَلا لِوَعِیدِکَ مُتَهاوِنٌ، لکِنْ خَطِیئَهٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِی وَغَلَبَنِی هَوَایَ وَأَعانَنِی عَلَیْها شِقْوَتِی وَغَرَّنِی سِتْرُکَ المُرْخَى عَلَیَّ) و شیطان این فرصت را غنیمت می شمارد و نعمت های ارزانی شده به انسان را دستاویز قرار داده و به انسان تلقین می کند که اگر مسیر و عملکرد تو بد بود خداوند این نعمت ها را به تو نمی بخشید پس تو در راه و مسیری هستی که مورد رضایت خداوند می باشد و انسان اسیر این القائات شیطان قرار می گیرد و به مسیر خود یعنی گناه و معصیت و دوری از خداوند منان ادامه می دهد.

در آیه بعدی دلیل و سبب این رفتار و عملکرد شیطان را بیان می کند (إِنَّالشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ) چون شیطان دشمن است و به مقتضای دشمنی چنین رفتار می کند و در ابتدای آفرینش زمانی که از درگاه اللهی به علت تکبر از سجود برای آدم و اخراج شدن از زمره ملائکه و رانده و طرد شدن، آنرا علنی کرد و سلاح را از رو بست و تمام توانائی های خود را برای دشمنی با انسان بکار گرفت(قالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ * ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ)[۷]گفت: اکنون که مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین مى کنم! سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان مى‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهى یافت!.

پس دشمنی او با انسان دائمی و مستمر است و از هر جهت که بتواند به شما ضربه می زند حتی از جهاتی که اصلا توقع ندارید (إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ)[۸]چه اینکه او و همکارانش شما را مى‌بینند از جایى که شما آنها را نمى‌بینید؛ (امّا بدانید) ما شیاطین را اولیاى کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‌آورند!. و این خفاء و پوشش او مقابله با او را دشوارتر و سختتر می کند ببینید یکی از فریب های او شرک خفی است همانند ریا، که در روایت شریف نبوی اینگونه توصیف شده است (ان الشرک اخفى من دبیب النمل على صفاه- أی صخره- سوداء فی لیله مظلمه) شرک پنهان تر است از موری که در شب ظلمانی بر روی سنگ سیاه راه می رود؛ پس اگر لطف و عنایت خداوند متعال نباشد چطور می توان خدعه و فریب های شیطان را شناخت.

با این هجمه های سرتاسر نیرنگ و سنگین، که با تمام قوا به میدان آمده باید با دشمن شناسی به مقابله با او رفت (فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) او را دشمن بدانید و بدارید؛ و عاقلانه و حکیمانه نیست که از او غافل شد یا با مسامحه و تساهل با او تعامل کرد چه رسد به این که از نیرنگ و فریب های او تبعیت و پیروی شود(أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء مِن دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ)[۹] و شاید بتوان گفت امروزه بیشتر از گذشته راه های فریب انسان را بلد باشد در ابتدا حضرت آدم (ع) را با یک روش خدعه و فریب دا (فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ)اما امروزه روش های شیطانی زیاد شده و شیاطین جن و انس به کمک هم علیه انسان یورش برده اند (أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ* وَأَنْ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ* وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنکُمْ جِبِلّاً کَثِیراً أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ)[۱۰]آیا با شما عهد نکردم اى فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او براى شما دشمن آشکارى است؟! و اینکه مرا بپرستید که راه مستقیم این است؟! او گروه زیادى از شما را گمراه کرد، آیا اندیشه نکردید؟!.

و باید دانست شیطان از دشمنی دست نمی کشد تا اینکه انسان را به جهنم برساند؛ تمام اعوان و جماعت و حزب خود را در این راه دعوت کرده است (إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ)[۱۱] حزب مجموعه ای که هدف معین آنها را دور هم جمع می کند که برای تحقق آن دست به دست هم دهند تا به ثمر نشیند (لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ) تا اینکه انسان جهنمی شود. شیاطین انس و استکبار جهانی و جریان ماسونری هم در این مسیر حرکت می کنند و تا مادام که انسان ها را به انحطاط نکشانند از فعالیت دست نمی کشند و انسان را به کارهایی وادار می کنند که حتی حیوانات نیز آنها را مرتکب نمی شوند مانند ترویج ازدواج همجنس، که در برخی از کشورهای مدّعی تمدن به قانون تبدیل می شود و به آن مباهات می کنند.

و تنها سلاح انسان در این میدان نبرد و مقابله با دشمن، که از هر جهت به او هجوم و یورش برده، توکل بر خداوند متعال و طلب عصمت و توفیق پرهیز و عنایت و توجهات پروردگار است در دعای روز های ماه مبارک رمضان آمده:(اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاَعِذْنی فیهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ وَهَمْزِهِ وَلَمْزِهِ وَنُفْثِهِ وَنُفْخِهِ وَوَسْوَسَتِهِ وَتَثْبیطِهِ وَبَطْشِه وَکَیْدِهِ وَمَکْرِهِ وَحبائِلِهِ وَخُدَعِهِ وَاَمانِیِّهِ وَغُرُورِهِ وَفِتْنَتِهِ وَشَرَکِهِ وَاَحْزَابِهِ وَاَتْباعِهِ واَشْیاعِهِ وَاَوْلِیائِهِ وَشُرَکائِهِ وَجَمیعِ مَکائِدِهِ)

سلاح دوم هشیار و بصیر و آگاه بودن است و توجه به تمام انواع مکر و حیله هایی که ممکن است شیطان بکار گیرد هرچند با پوشش و عنوان کارهای نیک و خیر و دین باشد چون شیطان برای هر فرد از راهی وارد می شود که بتواند او را فریب و گمراه کند برای گمراه سازی تاجر، راه ویژه و برای سیاستمداران و حکومت داران و بزرگان و علماء هر کدام روش مخصوصی می طلبد، همچنین برای زنان یا جوانان و دیگر قشرهای جامعه که ذکر آنها موجب طولانی شدن خطبه می شود راه های مخصوص می طلبد از امیر مومنان (ع) نقل شده که یکی از سفارشات خداوند متعال به حضرت موسی (ع) که دستور حفظ آنرا داد این بود (ما دمت لا ترى الشیطان میتاً فلا تأمن مکره) ما دامی که از مرگ شیطان مطمئن نشدی از مکر او بر حذر باش. و جزء دیگر آن سنجش کارها با میزان عقل و فطرت و دین است و تبعیت از اوامر پروردگار متعال میسر خواهد شد.

ثالثاً، از مرحوم شیخ جعفر شوشتری صاحب کتاب الخصائص الحسینیه متوفای ۱۳۰۳ هجری که یک واعظ صاحب نفس بود و در صحن حرم حضرت امیر (ع) منبر می رفت و علما و فضلا و عموم مردم در مجالس وعظ او شرکت می کردند نقل شده که در یک جلسه رو به حاضران خطاب کرد به من خبر دادند که چند سارق در بین شما آمدند تا جیب شما را بزنند پس بر حذر باشید تا جیب شما را نزنند، در آن هنگام همهمه ای بین مردم شد و خود را جمع و جور کردند و مراقب جیب های خود شدند و هر حرکتی جلب توجه می کرد و به آن نگاه می کردند تا اینکه سکوت بر جلسه حاکم شد شیخ جعفر گفت: از غفلت و کوتاهی خودمان تعجب نمی کنید که اینقدر به درهم های ناچیز که از بین رفتنی است توجه می کنیم و با تمام هشیاری و توجه از آن مراقبت می کنیم اما به پیام و هشدارهای خداوند متعال و پیامبران که شیطان دشمن شماست و در کمین نشسته تا شما را فریب دهد و گمراه سازد و دین و تقوا شما را بگیرد که با ارزش ترین چیزی است که باید از آن مراقبت کرد و نجات و پیروزی و سرافرازی ماست توجه نمی کنیم و از آن غافلیم.

خطبه دوم:

بسمه تعالى

(فَسَیُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَهً)

هر کس دریغ کند از ادای آنچه که بر او واجب است که در راه خداوند بدهد بیش از آن را در معصیت خرج می کند.

قال تعالى (إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیَصُدُّواْ عَن سَبِیلِ اللّهِ فَسَیُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَهً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ)[۱۲]

این آیه مبارکه در سوره انفال، و در ضمن آیاتی که جنگ بدر را حکایت می کنند آمده، و به حماقت و جهل و سوء عاقبت مشرکین قریش که کفر و تکبر و تمرد ورزیدند از اینکه به خداوند متعال ایمان بیاورند اشاره می کند و از طاعت و پیروی از خداوند سرپیچی کردند و مصرانه بر عبادت بت ها باقی ماندند و اموال هنگفتی را برای سر و سامان دادن لشکری بزرگ به هدف از بین بردن پیامبر(ص) و پیروان و مومنان و خاتمه دادن به دعوت ایشان(ص) صرف کردند.

آن اموالی که دریغ کردند در راه خداوند متعال انفاق و بکار گیرند را در راه دشمنی و ستیز با خداوند سبحان مصرف کردند با جنگ علیه مومنین و با ممانعت از اقامه دین و احکام اللهی و با دور کردن مردم از دین و مانند آن، پس این حسرت اموال بر دل آنها در دنیا باقی خواهد ماند برای اینکه آن را بر ضرر خودشان خرج کردند یا برای فرزندان خود که هیچ سودی ندارد ترک کردند چون شکست خوردند و فرار کردند و حسرت و پشیمانی بزرگ و فضیحانه در آخرت است که با تمام شرمندگی و درد و اهانت به جهنم برده می شوند.

ظاهر آیه می رساند که آنها کافر بودند و کفرشان آنها را به این کارها وادار می کرد و همانطور که می گویند تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است، و آنچه که آنها را به ظلم و فسق دعوت می کرد و سر انجام آنها را به جهنم می کشاند که نتیجه کردارشان بود کفر آنهاست (وَالَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ) حشر در لغت همانگونه که راغب در مفردات آورد فقط بر اخراج جماعت و گروه از مقرّ و جایگاهشان اطلاق می شود.

تجمّع و همپیمانی آنها بر علیه حق و اهل حق و خروج برای جنگ با خداوند متعال  و رسول خدا (ص) در دنیا، تجسّم افعال در قیامت را به صورت محشور شدن برای رفتن به جهنم کردار آنها بیان کرده است.

این آیه مبارکه از حقیقت مهمی  در زندگی ما پرده بر می دارد که اگر با تیز بینی و آگاهی به آن نگاه کنیم تاثیر بسیاری در اصلاح انسانها خواهد داشت خلاصه آن اینست که اگر کسی از انفاق در راه خداوند متعال به مقتضای نیاز و وقت ضرورت امتناع و دریغ کند ناچاراً بیش از آن را در راه معصیت و گناه مصرف خواهد کرد و جز حسرت و پشیمانی و عقوبت را در پی نخواهد داشت که دیگر حسرت و پشیمانی سودی را نخواهد بخشید چون در وقتی پشیمان شدند که کار از کار گذشته و در وقت مناسب خود را نشان نداده است لذا هیچ فایده ای بر آن مترتب نخواهد شد.

این حقیقت قرآنی مختص به کافران نیست زیرا انسان متدین که نماز می خواند و روزه می گیرد ممکن است حقوق شرعی خود را پرداخت نکند و بعد آن را در امور عبث و لهو و شاید حرام خرج می کند که جز حسرت مضاعف را در پی نخواهد آورد به دلیل کوتاهی در اداء واجب و از جهت خرج آن در راه غیر صحیح که آتش و عقوبت را بهمراه آورده است، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:(ما من رجل یمنع درهماً فی حقه إلا أنفق اثنین فی غیر حقه، وما من رجل یمنع حقاً فی ماله إلا طوّقه الله به حیه من نار یوم القیامه) و نیز از ایشان (ع) نقل شده که فرمود: (من منع حقاً لله عز وجل أنفق فی باطل مثلیه) هر کس از پرداخت حق خداوند متعال دریغ ورزد، دو برابر آن را در باطل انفاق می کند.

یا اینکه برای ورثه ترک می کند که به شکل دیگر موجب حسرت او می شود، امام صادق (ع) در تفسیر آیه: (کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ)[۱۳] می فرماید: (هو الرجل یدع ماله لا ینفقه فی طاعه الله عز وجل بخلاً ثم یموت فیدعه لمن یعمل فیه بطاعه الله أو بمعصیه الله، فإن عمل فیه بطاعه الله رآه فی میزان غیره فرآه حسرهً وقد کان المال له، وإن کان عمل به فی معصیه الله قوّاه بذلک المال حتى عمل به فی معصیه الله عز وجل)آن انسانی است که اموال خود را ترک می کند و از روی بخل آنرا در راه خداوند متعال انفاق نمی کند سپس میمیرد و آنرا ترک می کند برای کسی که یا آنرا در راه خداوند مصرف می کند یا در راه گناه و معصیت؛ که اگر در راه خدا مصرف شود و پاداش را در پی دارد آنرا در میزان دیگری می بیند با اینکه مال او بود و حسرت می خورد و یا اینکه در راه گناه خرج می شود که با این مال، دیگری را بر معصیت کمک کرده و موجب تقویت او شده که نیز حسرت را در پی خواهد آورد.

حضرت امیر(ع) اینچنین فردی را اینگونه توصیف می کند: ( إن أعظم الحسرات یوم القیامه حسره رجل جمع مالاً بمعصیه الله فمات فورثه رجل دخل به الجنه) عظیم ترین حسرت در روز قیامت حسرت کسی است که اموال خود را با معصیت خداوند جمع کرده و بمیرد، و وارث او با این مال داخل بهشت گردد.

از برخی از روایات فهمیده می شود که برخی از آفات که سبب از بین رفتن مال می شود مانند سرقت یا تلف، به علت عدم اخراج و پرداخت زکات و خمس است از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود: (قد یبتلی الله المؤمن بالبلیه فی بدنه او ماله او أهله، ثم تلى هذه الآیه (وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ[۱۴]). چه بسا خداوند مومن را با بلائی که عارض بدن یا مال یا اهل او شود امتحان می کند سپس این آیه را تلاوت فرمود:هر مصیبتى به شما رسد بخاطر اعمالى است که انجام داده‌اید، و بسیارى را نیز عفو مى‌کند!.

این حقیقتی که این دست از روایات از آن پرده بر می دارند و منحصر به اموال و امور مالی نیست بلکه به امور دیگری که طاعت پروردگار را در پی دارد تعدی و سرایت می کند نظیر کسالت در ادای واجب عبادی یا حضور در مجالس ذکر اهل بیت (ع) یا برآورده کردن حاجت مومن و مانند آن که اگر انسان از اینگونه کارها شانه خالی کند به همان میزان از وقتی که باید در آنجا صرف می کرد در معصیت و امور بی فایده و عبث یا خیلی بی ارزش گذرانده می شود که حسرت و پشیمانی در دنیا را به دلیل عدم استفاده از وقت برای کارهای با ارزش و پر فایده، و حسرت و درد و عذاب را در آخرت در پی خواهد آورد؛ این ضابطه بر هر کار ارزشی که شرع یا عقل بر آن دلالت کند منطبق است مانند برخی از مادران که از دادن شیر به فرزندان خود از روی کسالت یا به دلیل عوارضی که بر روی جسم آنها می گذارد و اندام آنها تحت الشعاع قرار می دهد امتناع می کنند و از شیر صنعتی استفاده می کند؛ بعد می بیند که فرزند به برخی از بیماری های گوارشی مبتلا می شود و درد و رنج مادر را به بار می آورد که بعد از آن مادر حسرت آن روزها را می خورد که ای کاش به او شیر خودم را می دادم و از این گرفتاری و رنج راحت می شدم.

این قاعده بر تمام امور منطبق می باشد همانند امور حکومتی و ریاست ها که دیدیم بسیاری از افراد دنبال رو حکّامی بودند که هیچ وجه شرعی نداشتند و برخی وقتها این حکّام به درجه ای مانند یزید یا صدام و نظیر اینها می رسیدند که بخاطر حب دنیا که می دانیم از بین رفتنی است از آنها تبعیّت می کنیم و طاعت خدا و رسول و حجج اللهی در اینجا ترک می شود که جز خسران دنیا و آخرت را نتیجه نمی دهد؛ خداوند متعال می فرماید:(وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلّهِ جَمِیعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ وَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا کَذَلِکَ یُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ)[۱۵]و آنها که ستم کردند، هنگامى که عذاب (الهى) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمامِ قدرت، از آنِ خداست؛ و خدا داراى مجازات شدید است؛ در آن هنگام، رهبران (گمراه و گمراه‌کننده) از پیروانِ خود، بیزارى مى‌جویند؛ و کیفر خدا را مشاهده مى‌کنند؛ و دستشان از همه جا کوتاه مى‌شود. و (در این هنگام) پیروان مى‌گویند: کاش بار دیگر به دنیا برمى‌گشتیم، تا از آنها [ پیشوایان گمراه‌] بیزارى جوییم، آن چنان که آنان (امروز) از ما بیزارى جستند! (آرى،) خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت‌ زایى به آنان نشان مى‌دهد؛ و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد!. این آیات می گویند: این چنین افرادی در روز قیامت متوجه می شوند که با تبعیت از رهبران دروغین و فاسد چه ظلمی بهخود و به حق و حقیقت کردند و در آنجا می بینند هیچ کاری از آنها ساخته نیست و تمام رابطه ها از بین رفته و هیچ سود و نفعی از آنها نمی آید و خود آن رهبران از آنها اعلام بیزاری و برائت می کنند و جز حسرت و پشیمانی در آنجا نصیبشان نمی شود و تمنای برگشت و جبران گذشته می کنند اما چیزی نصیبشان نمی شود و قابل جبران نخواهد بود و با اینکه خداوند بوسیله فرستادگان صادق و امین خود همه این مفاهیم را به آنان رسانده بود اما آنها با غفلت و تبعیت از شهوات و شیطان و نفس خود از شنیدن و درک آنها فرار می کردند و خداوند می داند که این آرزوی برگشت و جبران ما فات آنها دروغ است و باز هم کارهای خود را تکرار می کنند لذا برگشتی در کار نیست خداوند می فرماید: (وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ)[۱۶]و اگر بازگردند، به همان اعمالى که از آن نهى شده بودند بازمى ‌گردند.

این در مورد حکام باطل و ظالم و پیروان غیر مومن آنهاست، اما این واقعیت در بین مومنان هم وجود دارد و عده ای پیروی از برخی افراد می کنند که راحتی و رفاه و مصلحت را در پی داشته باشد را بر می گزینند و هر فکر و اندیشه ای که موافق با میل و رغبت و عواطف و احساسات او باشد را ترجیح می دهد و یا بخاطر اینکه از او تلاش و حرکت و سختی نمی خواهند از او پیروی می کنند؛ و جریان و حرکتی که در راستای اعلای کلمه حق باشد و او را به یاد خداوند بیندازد و اصلاح امت را در اندیشه دارد یا برای رسیدن به هدف از او حرکت و تلاش و کوشش می خواهد آنرا ترک می کند؛ که اینگونه رفتارها باعث می شود خداوند را فراموش کند و به دنیا میل پیدا کند و به امور بی ارزش بپردازد و بینش و بصیرت خود را از دست بدهد و بهشاکله ای تو خالی و بی محتوا تبدیل شود و نیز حسرت و پشیمانی را به بار می آورد که چرا فرصت های بیشمار پیشرفت و تکامل را از دست دادم و به این روز گرفتار شدم.

مصادیق این آیه مبارکه بی اندازه است و به مرحله بذل جان هم می رسد زیرا هنگامی که امت از یاری حضرت علی (ع) و امام حسن (ع) کوتاهی کردند گرفتار حکومت معاویه شدند که بعد از آن به کوفه آمد و در آنجا در بین کسانی که در صفین مقابل او ایستادند و جنگیدند گفت: (والله انی ما قاتلتکم لتصلوا ولا لتصوموا، ولا لتحجوا ولا لتزکوا، انکم لتفعلون ذلک، وانما قاتلتکم لأتأمر علیکم، وقد اعطانی الله ذلک وانتم له کارهون) به خداوند قسم که به خاطر نماز و روزه و حج و زکات نبود که با شما جنگیدم زیرا آنها را انجام می دهید؛و تنها بخاطر حکومت بر شما بود و با اینکه شما اکراه داشتید اما خداوند آنرا به من عطا کرد.

و در هنگامی که باید به امام حسین (ع) یاری می رساندند و نکردند و از بذل جان دریغ کردند و مقابل او ایستادند خداوند ذلت و خواری و تسلط اشراری مانند یزید و ابن زیاد و حجاج و نظیر آنها از طاغوتیان را به بار آورد و آنقدر از آنها را کشتند که به کمتر از آن می توانستند با یاری حسین ابن علی (ع) نصرت و پیروزی را به دست بیاورند و حکومت جور و ظلم را از بین ببرند و عدالت حجت خدا را تجربه می کردند و در سایه آن با آرامش زندگی می کردند، در حالی که امام حسین (ع) از این نحو عملکرد آنها را برحذر کرده بود و حجت را بر آنها در روز عاشورا اتمام کرده بود و از جمله فرمایشات ایشان این بود: (فأصبحتم إلباً لأعدائکم على اولیائکم بغیر عدلٍ أفشوه فیکم ولا أملٍ أصبح لکم فیهم، أهؤلاء تعضدون وعنها تتخاذلون؟ ویلکم! أتطلبونی بدم أحد منکم قتلته، أو بمال استملکته، أو بقصاص من جراحات استهلکته).

و نیز فرمود: (اما والله لا تلبثون بعدها الا کریثما یرکب الفرس حتى یدور بکم دور الرحى ویقلق بکم قلق المحور) وقتی از قیام با امام حق امتناع کردند به نتیجه ای که در پی آن بودند از راحتی و رفاه و آسایش نرسیدند و به آنچه امام به آنان هشدار داده بود مبتلا شدند و هزینه آن را پرداخت کردند.

زهیر ابن قین که یکی از یاران امام در کربلا بود در خطبه ای گفت: (فأنکم لا تدرکون منهما یزید وابن زیاد الا بسوء عمر سلطانهما کله لیسّملان اعینکم ویقطعان ایدیکم وارجلکم، ویمثّلان بکم، ویرفعانکم على جذوع النخل ویقّتلان اماثلکم وقراءکم أمثال حجر ابن عدی واصحابه وهانی ابن عروه واشباهه). شما چیزی جز بدی در زندگیتان از آنها نمی بینید بدی همانند کوری چشمها و قطع دست و پاها، و کشتن بزرگان و قاریان همانند حجر ابن عدی و یارانش، و هانی ابن عروه و امثال او.

ببینید کوتاهی در جانفشانی در راه خداوند چه نتایجی را به بیار آورد و چه جنایت عظیمی را در تاریخ ثبت کرد.

امروزه شاهد این حقیقت در مقابله جوانمردانه رزمندگان و مجاهدان با شهامت در مقابله با حرکت وحشیانه و تروریستی داعش در سرزمین مان هستیم که به صراحت اعلام کرده بودند با هدف حمله به کربلا و نجف و از بین بردن آنها و اشغال این سرزمین ها حرکت کرده بودند و اشغال دو روزه موصل و تکریت آنها را مغرور ساخت در حالی که مومنان با غیرت به مقابله ایستادند و زمین های ما را از لوث وجودشان پاک کردند و سرزمین های اشغالی را آزاد کردند هر چند هزینه آن شهادت و جانبازی بود که اگر اینگونه قیام نمی کردند و سستی و کسالت به خرج می داند هزینه آن مضاعف می شد.

این آیه مبارکه با صیغه مضارع است که استمرار را نشان می دهد یعنی کسانی که کافرند و دشمن اسلام هستند و پیروان آنان و کسانی که نقشه های آنها را پیاده می کنند در این حرکت خود مستمر هستند؛ و شواهد آن امروزه بسیار زیاد است. اما نتیجه آن یعنی همیشه قطعی و واحد است که همان خسران و حسرت و پشیمانی و شکست است ان شاء الله تعالی.

این حقیقتی که از آیه استفاده شد در طول زمان جریان دارد پس کسی در ادای تکلیف کوتاهی نکند و فقط انجام واجبات و ترک محرمات نیست بلکه مستحبات و هر عمل انسان دوستانه را شامل می شود که اگر کوتاهی کند خسران و پشیمانی از دست دادن فرصت کمال و پیشرفت را در دل خواهد داشت و به نتیجه دلخواه نمی رسد و عکس آن را می بیند نتیجه ای که امام حسین (ع) از آن خبر داده است: (مَنْ حاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِیَهِ اللهِ تَعالى کانَ أَفْوَتَ لِما یَرْجُو، وَأَسْرَعَ لِمَجئ ما یَحْذَرُ).

و بالعکس هر کس با مجاهدت و تلاش با خواست های نفسانی مبارزه کند و از راحت طلبی و رفاه در راه خداوند قدم بردارد خداوند در عوض به او چشم روشنی می دهد که قابل تصور او نبوده، همانطور که در روایت پیامبر (ص) در مورد چشم پوشی از محرمات فرمود: (النظرهُّ سهم مسموم من سهام أبلیس، من ترکها من مخافتی أبدلته ایماناً یجدُ حلاوته فی قلبه)نگاه حرام تیری از تیرهای شیطان است که اگر کسی از روی ترس از من، آنرا ترک کند به او ایمانی می دهم که شیرینی آن را در دل احساس کند.

 (إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ)[۱۷]در این تذکّرى است براى آن کس که عقل دارد، یا گوش دل فرادهد در حالى که حاضر باشد!، (وَتَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌ)[۱۸]و گوش های شنوا آن را دریابد و بفهمد.

 



[۱]– سوره فاطر آیه ۵-۶. (ترجمه: اى مردم! وعدۀ خداوند حقّ است؛ مبادا زندگى دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به(کرم) خدا مغرور سازد! البتّه شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید؛ او فقط حزبش را به این دعوت مى‌کند که اهل آتش سوزان(جهنّم) باشند!)

[۲]– سوره لقمان آیه ۳۳.

[۳]– سوره آل عمران آیه ۱۸۲.

[۴]– سوره آل عمران آیه ۱۹۱.

[۵]– سوره انبیاء آیه ۱۶.

[۶]– سوره ابراهیم آیه ۲۲.

[۷]– سوره اعراف آیه ۱۶- ۱۷.

[۸]– سوره اعراف آیه ۲۷.

[۹]– سوره کهف آیه ۵۰.

[۱۰]– سوره یس آیه ۶۰-۶۲.

[۱۱]– سوره فاطر آیه ۶.

[۱۲]– سوره انفال آیه ۳۶. ترجمه:آنها که کافر شدند، اموالشان را براى بازداشتن(مردم) از راه خدا خرج مى‌کنند؛ آنان این اموال را(که براى به دست آوردنش زحمت کشیده‌اند، در این راه) مصرف مى‌کنند، امّا مایۀ حسرت و اندوهشان خواهد شد؛ و سپس شکست خواهند خورد؛ و(در جهان دیگر) کافران همگى به سوى دوزخ گردآورى خواهند شد.

 

[۱۳]– سوره بقره آیه ۱۶۷.

[۱۴]– شوری آیه ۳۰.

[۱۵]– بقره آیه ۱۶۵ – ۱۶۷.

[۱۶]– انعام آیه ۲۸.

[۱۷]– سوره ق آیه ۳۷.

[۱۸]– سوره حاقه آیه ۱۲.

 

 

 

آخر الأخبار

Add A Knowledge Base Question !

You will get a notification email when Knowledgebase answerd/updated!

+ = Verify Human or Spambot ?